ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
512
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
سبيذ و بلبل سبيذ و بلبل « 1 » از هر يكى بنج درم سنك روغن كوز هندو و روغن حبّه الخضرا از هر دو برابر جندانك اين داروها را « 2 » اندر وى بمالذ « 3 » تا تر كردذ تخم انداو بنج درم سنك ، انكاه « 4 » همه را بانكبين جمع كند دو بهر انكبين سيك ازين داروها ، شربتى بنج درم سنك بامداذ و بنج درم سنك شبانكاه ، اكنون بسنده كنم ازين باب . فى افراط قوّة المنى « 5 » اكر منى بسيار بود و رنجه دارذ و خواب بسيار بيند ، اين از بسيارى خون بوذ و نشان وى آن بوذ كى تن قوى بوذ و روى سرخ و توانا بوذ به جماع كردن ، و علاج وى رك زذن بوذ و شكم آوردن و غذا كمتر خوردن ، و بايذ كى همه غذا ترشيها بوذ و آب با شراب عنّاب خورذ « 6 » و كشك بسيار خورذ و غوربا و نرسك و نار ترش و فسرد و « 7 » سركا به كار دارذ ، و آرد كشك بر بشت بندذ و بخسبد « 8 » بر وى « 8 » و بشت سرد كند بدانك اسبغول و سركا و آرد كشك « 9 » بر بشت « 9 » بندد و « 10 » تخم بنج انكشت « 11 » با آن جيزها يار كند و اين معجون به كار دارد « 10 » [ معجون قاطع النسل ] « 12 » : تخم بنجانكشت ده درم سنك برك سداب و برك بنجانكشت خشك از هر يكى بنج درم سنك زيره و سعد و جلنار از هر يكى دو درم سنك بكوبذ و سفوف كند
--> ( 1 ) - ف : افزوده . سياه ( 2 ) - ب ه : ظ . نرم كند ( 3 - 2 ) - ف : بوى اندر مالى ( 4 ) - ف : افزوده . اين ( 5 ) - ف : باب افراط قوت منى ( 6 ) - ف : « خورذ » ندارد ( 7 ) - ب ه : سكبا ( 8 - 8 ) - ف : و بر روى ( 9 - 9 ) - ف : به روى ( 10 - 10 ) - ف : ندارد ( 11 ) - ب ه : و تخم سداب . . . نخورد ( 12 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود